|
بید مجنون،زیر بال خود،پناهم داده بود! در حریم خلوتی جان بخش،راهم داده بود. تکیه بر بال نسیم و چنگ در گیسوی بید! مسندی والاتر از ایوان شاهم داده بود. شاه بودم،بر سرآن تخت،شاه وقت خویش یک چمن گل،تا افق،جای سپاهم داد بود! چتر گردون،سجده ها بر سایبانم برده بود عطرپیچک،بوسه ها بر پیشگاهم داده بود! آسمان،دریای آبی، ابرها،قوهای مست! شوق یک دریا تماشا بر نگاهم داده بود!... آه!ای آرامش جاوید!کی آیی به دست؟ آسمان،یک،لحظه،حالی دلبخواهم داده بود! فریدون مشیری
|
About![]()
از تنگنای محبس تاریکی Archivesمهر 1388مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 Links
معصومانه... |